
دفاع ، هافبک ، حمله ، هر سه پر ایراد!
مرجع خبری پرسپولیس : پس از گذشت ۱۸ هفته از رقابتهای لیگ برتر نکته جالبی که درباره پرسپولیس و خط دفاعی ۴ نفرهاش به چشم میخورد عدم دستیابی کادر فنی این تیم به یک ترکیب ثابت و همیشگی است.
دایی با آزمایشهای متعددی که روی بازیکنانش داشته هنوز موفق نشده نفرات اصلی خود را شناسایی کند. به غیر از علیرضا محمد که در اکثر بازیهای این فصل پرسپولیس جز بازی برابر تراکتورسازی به میدان رفته باقی بازیکنان جسته و گریخته در ترکیب پرسپولیس حاضر شدهاند. یک روز از زوج شیث و نورمحمدی در قلب خط دفاعی پرسپولیس استفاده میشود و روز دیگر طرفداران زوج شیری و سپهر حیدری را در ترکیب به نظاره مینشینند.
وقتی یک نیم فصل می گذرد و ترکیب ثابت خط دفاعی پیدا می شود نشانه ضعف در یارگیری در این منطقه است.
اینکه تیمی در قوارههای پرسپولیس که همیشه خط دفاعیاش زبانزد خاص و عام بوده و یکی از خطوط قدرتمند قرمزها لقب گرفته به تعداد گلهای زدهاش گل خورده میتواند نوید عملکرد ضعیف خط دفاعی این تیم پرطرفدار را بدهد. درباره سمت چپ خط دفاعی هم باید گفت یک حس بی اعتمادی میان دایی و بازیکنان حاضر در این پست به وجود آمده.
جلال اکبری و ابراهیم شکوری دو مدافع چپی هستند که ابتدای فصل دایی حساب ویژهای روی آنها باز کرده بود اما آنها نتوانستند خواستههای سرمربی پرسپولیس را برآورده کنند تا کار به جایی برسد که دایی از حمیدرضا علیعسگر به عنوان مدافع چپ در ترکیب تیمش استفاده کند.
باید به این نکته اشاره کرد که مصدومیت یا محرومیت بازیکنان خط دفاعی پرسپولیس میتواند در نرسیدن دایی به یک ترکیب آرمانی نقش داشته باشد اما تمام تغییرهای دایی به خاطر وجود این دلایل نبود و او میتوانست خیلی زودتر از حد تصور به یک ترکیب چهار نفره ایدهآل برسد. حالا باید دید آیا ترکیب خط دفاعی پرسپولیس برابر صبا به نسبت بازی برابر تراکتورسازی تغییر خواهد کرد یا اینکه دایی با همان بازیکنانی که در تبریز به میدان رفته بودند تیمش را در خط دفاعی ارنج خواهد کرد.
خلأ یک هافبک جنگنده در میانه میدان
همه با خصوصیات بازی مازیار زارع آشنایی داریم. یک هافبک ساکن، متخصص بازی در عرض و البته با پاسهایی بیشتر رو به عقب، شوتزن و بیشتر بازیساز تا جنگجو. برای بازی با ۲ هافبک تدافعی به یک هافبک طراح احتیاج است که ارتباط بین خط دفاعی و نفرات حاضر پشت سر تک مهاجم را برقرار کند. در کنار این هافبک به یک هافبک جنگنده و دوندگی فراوان نیاز است. بازیکنی که جنگجو باشد و بتواند مقابل هافبکهای حریف بازی درگیرانهای را به نمایش بگذارد.
در ترکیب پرسپولیس نه مازیار زارع از این خصوصیات بهرهمند است و نه حسین بادامکی و تیاگو فراگا. به همین دلیل عنصر جنگندگی در خط میانی پرسپولیس دیده نمیشود و شاید این نقطه ضعف، دلیل بزرگی باشد برای عدم نتیجهگیری پرسپولیس در بازیهای اخیر. خصوصیات بازی بادامکی با توجه به پیشینهای که از او سراغ داریم بیشتر شبیه هافبکهای بازیسازی است که پشت سر تک مهاجم، در کنارهها یا میانه زمین بازی میکنند.
بالطبع هافبکی با این خصوصیات نمیتواند در سیستم ۱-۳-۲-۴ مهره تاثیرگذاری برای بازی به عنوان هافبک تدافعی و جنگنده باشد. تیاگو فراگا هم خصوصیاتی شبیه به مازیار زارع و حسین بادامکی دارد. جنگندگی در بازی او هم دیده نمیشود تا این خلأ در خط میانی پرسپولیس به وضوح مشاهده شود. اینکه تیمی با این تعداد ستاره یک هافبک دونده و درگیر در ترکیب خود نمیبیند موضوعی است که بیشتر از همه علی دایی به عنوان مرد اول کادر فنی پرسپولیس باید پاسخگوی آن باشد. هافبکهای تدافعی پرسپولیس تمام خصوصیات یک هافبک تدافعی مقتدر را دارند اما عدم جنگندگی و ناتوانی در به نمایش گذاشتن بازی درگیرانه معضلی است که این روزها دامن پرسپولیس و خط میانی این تیم را گرفته است.
تغییر پست بازیکنان یا تغییر سیستم میتواند این خلأ را تا حدود بسیاری برطرف کند، به عنوان مثال بازی با یک هافبک تدافعی. باید دید آیا دایی این روش را پیش میگیرد یا همچنان به سیستم ۱-۳-۲-۴ و مورد علاقهاش پایبند میماند؟

تهاجمی ها ، بدون جایگزین و بی انگیزه
تجربه نشان داده بازیکنانی که به صورت مداوم در ترکیب تیمشان به میدان میروند و به نوعی جانشینی ندارند که حضورشان در ترکیب اصلی را به مخاطره بیندازد بازیکنان پرنوسانی هستند؛ بازیکنانی که حضور همیشگیشان در ترکیب اصلی بیانگیزگی را به بازیشان تزریق میکند.
پرسپولیس این فصل با معضل بیانگیزگی و نوسان بیش از حد برخی بازیکنان خود روبرو است. ۳ بازیکنی که در پرسپولیس پشت سر تک مهاجم بازی میکنند ۳ نفری هستند که از ابتدای فصل در ترکیب اصلی به میدان رفتهاند. هادی نوروزی و امیرحسین فشنگچی در کنارهها و محمد نوری در میانه خط هجومی پرسپولیس ۳ بازیکنی هستند که همیشه شاهد حضورشان در ترکیب اصلی قرمزها هستیم. دلیل فیکس بازی کردن آنها نیز کاملاً مشخص است. این سه، جانشین مقتدری روی نیمکت ندارند تا نسبت به بازی نکردن ککشان بگزد.
همین مسأله دلیلی است تا نوسان در بازی آنها به وضوح مشاهده شود و چند در میان بازی مطلوب از خود به نمایش بگذارند. به عنوان مثال محمد نوری چندین و چند دیدار است که از آمادگی آرمانی که همه انتظارش را دارند برخوردار نیست. وجود کریم باقری و حضور او روی نیمکت میتوانست انگیزهای باشد برای نوری تا با تمام قوا به میدان برود و از حضور ۹۰ دقیقهایاش در ترکیب اصلی مطمئن نباشد. از زمانی که کریم باقری از فوتبال خداحافظی کرده و با توجه به آمادگی نه چندان مطلوب مهدی شیری دیگر بازیکنی نیست که محمد نوری را تهدید کند.
این موضوع تنها در مورد نوری صدق نمیکند. هادی نوروزی و امیرحسین فشنگچی هم از این قاعده مستثنی نیستند. آنها هم به مانند نوری جایگزینی در حد و اندازههای خود ندارند تا از بابت نیمکتنشینی خیالشان آسوده باشد. همین مسأله باعث شده تا این بازیکنان بدون جایگزین با نوسان روبرو شوند و آن طور که خیلیها انتظار دارند ظاهر نشوند. بازی دادن دایی به بازیکنان نیمکتنشین، انگیزه دادن به آنها و البته نیمکتنشین کردن این ۳ بازیکن شاید بتواند به معضل موجود در پرسپولیس پایان دهد.