عابدزاده: هنوز با لس آنجلس بلوز قرارداد نبستم
مرجع خبری پرسپولیس : هرچند که برای نوشتن این گزارش مطالب زیادی دستگیرمان شد و اطلاعات خوبی به دست آوردیم، ولی حسن ختام تمام این تلاشها وقتی رقم میخورد که بتوانیم با خود احمدرضا صحبت کنیم.
عقاب که اهل تلفن جوان دادن نیست، حتی در آمریکا و در غربت هم چنین وضعیتی دارد! به هر حال وقتی با تلفن مشکوک عابدزاده بزرگ روبهرو شدیم، از طریق موبایل عابدزاده کوچک چند کلامی با عقاب صحبت کردیم.
از آمریکا چه خبر؟ میگویند ماندگار شدی؟
خبر خاصی که نیست، دلم برای ایران و تهران تنگ شده. خیلی وقت است که از بچهها بیخبرم. راستی چه کسی گفته که من اینجا ماندگار شدم! این جمعه نه، جمعه دیگر تهران هستم.
قرار است به دوبی هم بروی؟
یکسری کار آنجا دارم که باید بروم و به آنها رسیدگی کنم. چند روزی آنجا هستم و انشاءا… بعد از آن به تهران برمیگردم.
با باشگاه لسآنجلسبلوز قرارداد بستهای؟
نه، فعلا. یک صحبتهایی کردهایم، ولی هنوز چیزی امضا نکردهام. البته دوستان ایرانی من مدیران و مالکان باشگاه هستند. آنها مرا میخواهند، ولی هنوز امضا نکردهایم.
میگویند قرار نیست که به تهران برگردی؟!
دروغ است، با بچهها هم که صحبت میکردم گفتم که یک وجب از خاک ایران را به هیچ کجای دنیا نمیدهم. من برمیگردم تا مشخص شود که بعضیها حتی در این شرایط هم برایم حرف و حدیث درست میکنند.
وضعیت امیر چطور است؟
خوب است. کار دانشگاهش که درست شد، برای فوتبال هم با همین باشگاه قرارداد بسته و انشاءا… که همین مسیر را ادامه بدهد.
مربیان لسآنجلس بلوز از امیر راضی هستند؟
فعلا که نظرشان مثبت است. انصافا این بچه هم خوب تمرین میکند. هرچه باشد، دستپرورده خودم است (خنده).
اگر به ایران برگردی باز هم به آمریکا میروی؟
نمیشود این بچه را تنها گذاشت، من هم که در ایران تیم ندارم. بازیهای اینجا هم شهریور به پایان میرسد و باید خیلی زود تکلیفم را روشن کنم. البته باز هم میگویم برخلاف این حرفهایی که میشود، من هنوز قراردادی با این تیم امضا نکردهام.
راستی از ناصرخان (حجازی) خبر داری؟
حجازی یک اسطوره است. او را در ایران و آسیا میشناسند و باید به او احترام گذاشت. راستش را بخواهید من که خیلی او را دوست دارم و به محض اینکه به تهران برگردم، به عیادت ناصرخان میروم.
حجازی هم درست مثل تو در بیمارستان کسری بستری است.
میدانم، وقتی این خبر را شنیدم یاد خودم افتادم. در آن روزها فقط با دعای مردم و لطف خدا بود که دوباره خوب شدم و توانستم به فوتبال برگردم. امیدوارم همان اتفاق برای ناصرخان بیفتد، خدا بزرگ است. برای خدا کاری ندارد که دوباره همهچیز را درست کند و به ناصرخان سلامتی بدهد. وقتی راجع به ناصرخان صحبت میکنم، بغض گلویم را میگیرد. برمیگردم، حتما میروم ناصرخان را ببینم… به هر حال هرچه باشد او بزرگتر است… عقاب است!