
کلانی: هیچ وقت نمیگویم «من»، ما همه با هم بودیم
حرفهایترین آماتور فوتبال ایران بودم
مرجع خبری پرسپولیس : من هم فوتبال را در کوچهها و زمین های خاکی تهران شروع کردم. تقریبا ۱۰ ساله بودم که به تیم کودکان شاهین رفتم.
درمدرسه جهان تربیت، مرحوم حسن آزاد، مدیر مدرسه و اکبر کیا معلم ورزش به مقوله ورزش ما اهمیت میدادند. به کلاس ششم که رسیدم به تیم شرق شاهین رفتم اما ما منزلمان را عوض کردیم و به شمیران رفتیم.
آن زمان یعنی ۶۰-۵۰ سال پیش وسایل تردد کافی نبود و من نمیتوانستم فاصله شمیران تا نازیآباد را طی کنم. به پیشنهاد محمود بیاتی پیشکسوت تیم ملی تاج به تیم دوم تاج یعنی دیهیم رفتم اما ۳-۲ بازی کردم و راهی شاهین شدم.
شاهین در سال ۱۳۴۶ منحل شد. ما ۸-۷ ماه رفتیم پرسپولیس و این تیم بنیان گذاشته شد اما بعد از ۷-۶ ماه اختلاف پیدا کردیم و همگی به پیکان رفتیم. در آنجا با تیم پیکان قهرمان جام دوستی شدیم اما نهایتا آمدیم بیرون و دوباره پرسپولیس را راه انداختیم و پرسپولیس دوم بنیانگذاری شد. من در پرسپولیس به تمام افتخاراتی که میخواستم رسیدم. بعد از دوره فوتبالم هم با برخی دوستان باشگاه شاهین را راه انداختیم اما در زمان جنگ به آمریکا رفتم و سال ۱۳۸۲ هم به وطن برگشتم.
■ ■ ■
سال ۱۳۵۱ بود که کلا از فوتبال ملی خداحافظی کردم و به المپیک مونیخ نرفتم. آن زمان با فدراسیون و سازمان ورزش مشکل داشتم. یک بار فقط آمدم و با روسیه بازی کردم اما آن زمان شرایط خاصی وجود داشت و من با فدراسیون اختلاف سلیقه داشتم و کجدار و مریز رفتار میکردم.
در پرسپولیس هم نمیخواستم کاپیتان باشم چون بازیکنان زیادی بزرگتر از من بودند. البته در یکی دو بازی دوستانه کاپیتان شدم. تعیین کاپیتان هم بیشتر شیر یا خطی بود اما وقتی آقایان بهزادی، جاسمیان یا بقیه بودند، من کاپیتان نمیشدم.
■ ■ ■
بدترین خاطره زندگی ورزشی من انحلال باشگاه شاهین بود اما من یکی از سعادتمندترین ورزشکارانی هستم که بزرگترین و بهترین افتخارات ورزشی را به دست آوردهام، چه در رده باشگاهی، چه در رده ملی چون با بزرگانی مثل طاووسی، اصغرخانی، قراخانلو، بیاتی، جمشید محمدی، جاسمیان، مرحوم شاهرخی، کاشانی، آشتیانی، مسیحنیا، مرحوم ایرج سلیمانی، اصغر ادیبی، کاظم بیاتی، بیوک و رضا وطنخواه، شیرزادگان، مرحوم ایرانپاک، بهمن نوروزی، ابراهیمی، اسماعیل حاج رحیمیپور در پرسپولیس و بزرگانی مثل حق وردیان، جباری و خیلیهای دیگر در تیم ملی همبازی بودهام. کنار اینها بود که هر کاری کردم موفق شدم و نتایجش نصیب من هم شد.
■ ■ ■
موفقیتهای ما در پرسپولیس و تیم ملی همه با هم بود. همبستگی ما چنان بود که با انحلال باشگاهها حفظ شدیم. در قهرمانی و شادیها کنار هم بودیم و پیروزی و برد را در کنار هم جشن میگرفتیم و شاد بودیم. مردم هم همیشه کنار ما بودند و در کنارمان قرار داشتند. نمیتوانم بگویم کدام خاطره فوتبالیام خوب بوده یا کدام بد. وقتی شکست میخوردیم مردم ما را مورد عتاب قرار نمیدادند. ما بازیکنان، زندگیمان در هم تلفیق شده بود و الان هم وقتی در کنار هم هستیم بهترین لحظات زندگیمان را تجربه میکنیم و فراموش میکنیم چند سال سن داریم.
■ ■ ■
آن موقع همه سرزنهای خوبی بودند، سرزدنهای جاسمیان سیم خاردار یا کاشانی در خط دفاع و بقیه همه با هم خوب بودند. هیچ وقت نمیشود گفت «من». ما همه با هم بودیم و یکی بودیم و من در خط مقدم جبهه میجنگیدم. هیچ وقت یکی بر دیگری برتری نداشت اما در فوتبال اینطور است که متاسفانه هرکس گل میزند به چشم میآید.
در فوتبال این کشور مرحوم رایکوف، آلن راجرز و مرحوم فکری، دهداری و رنجبر زحمت زیادی کشیدند. راجرز بود که ۴-۲-۴ را آورد و رایکوف تغییرات زیادی ایجاد کرد. آخر کار اما همه زوم میکردند روی گلزن ولی ما یک تیم بودیم. مگر دیگر آدمهای بزرگی مثل قلیچخانی، مرحوم شاهرخی، آشتیانی و … میآیند؟ آن زمان همه خوب بودند و با هم برای یک هدف میجنگیدند چون اینطور آموزش دیده بودند.
■ ■ ■
دو گل با ضربه سر زدم که هیچ وقت فراموششان نمیکنم که یکی از آنها شادی آفرین بود و آن یکی ناراحتکننده. یک بار در جام ملتهای آسیا، سال ۱۳۴۷ یک گل با ضربه سر به چین زدم اما پای مدافع چینی به صورتم برخورد کرد و دو دندانم شکست. یک بار هم مقابل برمه، قهرمان آن زمان آسیا در دقیقه ۲ با سانتر مصطفی عرب گل زدم که پرش خوبی داشتم. آن بازی را ما ۳- صفر بردیم و برمه با یک مساوی دیگر حذف شد. همان سال رژیم اشغالگر قدس را هم شکست دادیم و در نهایت قهرمان آسیا شدیم.
■ ■ ■
الان ۶۶ سال دارم و دیگر شاید اسم همه همبازیان یا خاطراتم را نتوانم به یاد بیاورم اما میدانم که من آن زمان دستمزد نمیگرفتم. قرارداد هم نداشتم. حتی آن دو سه سالی که همه قرارداد داشتند، من نداشتم. البته گاهی اوقات هدایایی داده میشد اما من در فوتبال آماتوری پول نمیگرفتم. شرایط زندگی خانوادگیام خاص بود و من حرفهایترین آماتور فوتبال ایران بودم که مرحوم پدرم کمک زیادی به پیشرفت فوتبالم میکرد.